فاطمه محسنی

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

شفای بیماران

27 دی 1392 توسط محسنی
دخترک 6 ساله که سرطان داشت پای اتاق عمل با چشمای لرزون به پرستار نگاهی کرد و گفت: . ... . . من ♥مامان♥ و ♥ بابام ♥ پول ندارن،میشه قبل از عمل بمیرم...؟ . . برای سلامتی همه کودکان مبتلا به سرطان دعا کنید بیشتر »
 2 نظر

سخنان حاج آقا قرایتی

27 دی 1392 توسط محسنی
آقا اصلا دین رو میذاریم کنار بیا اصلا قرآن رو میذاریم کنار حجاب یه مساله عقلیه! هر عقل سالمی میتونه قبول کنه به یه خانم بگو حاضری شوهرت 99% عشقش مال تو باشه 1% واسه یه زن دیگه؟! کسی هست بگه حاضرم؟! پس همونطور که دوس داری شوهرت عشقش مال تو باشه جوری… بیشتر »
 نظر دهید »

رهبر عزیزتر از جانم...

26 دی 1392 توسط محسنی
امام خمینی (ره) فرمودند:شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، رييـس جمهـورها و سلاطيـن و امثال ايـن ها يك نفـر را مثل آقاى خامنه اى پيدا كنيـد كه مـتعهـد به اسلام بـاشـد و خـدمتگزار... پيـدا نمـى كنيد. ( صحیفه نور جلد 17 صفحه ی 271 ) امام خمینی… بیشتر »
 1 نظر

عزیزم ظاهر رو نبین

26 دی 1392 توسط محسنی
بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟ گفت: آره ! خیلی دوسش دارم گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟ گفت: آره! گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟ گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله گفتم: از این حرف که میگن… بیشتر »
 1 نظر

نصیحت پیر دانا

26 دی 1392 توسط محسنی
زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبَرک و گرفتن نصیحتی از پير دانا نزد او رفتند. پيرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشانداو از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟ مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می… بیشتر »
 نظر دهید »

زود قضاوت نکنید..

26 دی 1392 توسط محسنی
مردی دیروقت ‚ خسته از کار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود. سلام بابایی ! یک سئوال از شما بپرسم ؟ - بله حتماً.چه سئوالی؟ - بابا ! شما برای هرساعت کالی چخد پول می گیرید؟ مرد با ناراحتی پاسخ داد: این به تو ارتباطی نداره.… بیشتر »
 نظر دهید »

مادرم را نمی فروشم...

26 دی 1392 توسط محسنی
دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت: در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خونه… بیشتر »
 نظر دهید »

خدا غریبه

26 دی 1392 توسط محسنی
خدا غریبه غريبه ،که دوسش داريم واسه حاجت غريبه ،مي پرستيمش برا جنت غريبه،که به تنهايي کرده عادت... توراه پاکي زديم به خاکي چه عاشقي چه مجنوني چه سينه چاکي جاي حرم کيش جاي پرچم ديش چه ساده بر مقدسات ميشه هتاکي اين وضع ناموس کو کف افسوس نکشيديم… بیشتر »
 1 نظر

مشکل خود ما هستیم...

26 دی 1392 توسط محسنی
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی‌دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی… بیشتر »
 نظر دهید »

یا حسین(ع)

25 دی 1392 توسط محسنی
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد خوشا به حال خیالی که در حرم مانده و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد به یاد چایی شیرین کربلایی ها لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟ بگو محبت ما ریشه در… بیشتر »
 نظر دهید »

یا امام رضا(ع)

25 دی 1392 توسط محسنی
هر روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می‌نشست وقتی کبوتران حرم چرخ می‌زدند یک بغض کهنه توی گلو،داشت می‌شکست ابری سپید از سر گلدسته می‌پرید: جمع کبوتران خوش‌آواز خودپرست آنها که فکر دانه و آبند و این حرم جایی که هرچقدر بخواهند دانه… بیشتر »
 نظر دهید »

جا مانده ایم...

25 دی 1392 توسط محسنی
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟! یک نفر نیست به داد من ِ تنها برسد؟ در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم حلّ این مشکل امروز به دست فرداست چند سالی است که در حسرت فردا ماندم در حقیقت شده آیا که بپرسم از خود… بیشتر »
 1 نظر

" طنز علم باثروت "

23 دی 1392 توسط محسنی
شیخ را گفتند : علم بهتر است یا ثروت؟ شیخ بی درنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت: سالهاست که هیچ درازگوشی بین دو راهی علم و ثروت گیر نمی کند..... مریدان در حالی که انگشت به دندان گرفته… بیشتر »
 نظر دهید »

آدمیت مرد !!!

23 دی 1392 توسط محسنی
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد !!! گرچه آدم زنده بود از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید همت...

23 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

"به یاد شهدای گمنام "

22 دی 1392 توسط محسنی
خیلی گشته بودیم نه پلاکی ،نه کارتی چیزی همراهش نبود. لباس فرم سپاه به تنش بود. چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد. خوب که دقت کردم . دیدم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده. خاک و گل ها را پاک کردم. دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش… بیشتر »
 نظر دهید »

جانباز جانباز شهید شهی

22 دی 1392 توسط محسنی
گفت:که چیه؟ هی جانباز جانباز شهید شهید!میخواستن نرن ! کسی مجبورشون نکرده بود که! گفتم:چرا اتفاقا!مجبورشون میکرد! گفت کی؟ گفتم :همونی که تونداریش! گفت:من ندارم ؟!چی رو ؟! گفتم :غیرت … بیشتر »
 نظر دهید »

میدان جنگی که در سطح شهر است

22 دی 1392 توسط محسنی
خدایا میگویند هر نگاه به نامحرم تیری است از جانب شیطان لعین پس تو خودت مارا ازین میدان جنگی که در سطح شهر است رهایی بخش هر اندازه تلاش میکنیم ترکشش مارا میگیرد .. بیشتر »
 نظر دهید »

بهشت را همیــــن جــــا یافتم

22 دی 1392 توسط محسنی
کنار سجــــاده تـــــو و عطـــــر رازقی های دعـــــای بعد از نمــــازت مــــــرا می بری تا انتهـــــای آبــــی شدن باور کردم به راســتی که بهشت زیر پــــــای تـــــــــوست ” مــــــــادر “ بیشتر »
 نظر دهید »

الهیــــ و ربـــی… مَن لی غَیرُکـــ

22 دی 1392 توسط محسنی
الهیــــ و ربـــی… مَن لی غَیرُکـــ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ و اگر در آتشم اندازی٬ به اهالی آنجا خواهم گفت که دوستت دارم … بیشتر »
 نظر دهید »

خاطراتی تلخ و ناگفته از همسر شهید مصطفی احمدی روشن..........

22 دی 1392 توسط محسنی
سر قبر نشسته بودم … باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن …. از خواب پریدم. مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم. بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم. زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت نداره… ولی یه… بیشتر »
 نظر دهید »

برادرم

22 دی 1392 توسط محسنی
برادرم غیرت فقط این نیست که . . . . ناموست را بپوشانی تا نبینند!!!! ناموس دیکران را نگاه نکردن هم از غیرت است   بیشتر »
 نظر دهید »

این را میدانم که نزد ما نیست....شاید ما هنوز کوفی مانده ایم...

22 دی 1392 توسط محسنی
من بگویم کجاست؟؟؟؟؟؟ شاید در بیابانی است و سر به سجده اشک می ریزد و ما را دعا میکند... شاید سرش را چون علی در چاه کرده و با چاه درددل میکند شاید هم اکنون در کربلاست و در بین الحرمین، نگاهی به پرچم سقا میکند و از آن طرف نگاهی بر پرچم سیدالشهدا شاید هم… بیشتر »
 نظر دهید »

خواهی نشوی همرنگـــــــــــــ

22 دی 1392 توسط محسنی
خواهی نشوی همرنگـــــــــــــ / رسوای جماعتــــــــــــــ شو! گاهی اوقات برا یه چیزایی نباید همرنگـــــــ شد بلکه باید تکـــــــــ رنگـــــــــــ شد! نمونش واجبات دینی یا رفتارهای اخلاقی مثل بیشتر تحویل گرفتن مستمندهاو... حرف آخرم: هر رنگی هستی فقط… بیشتر »
 نظر دهید »

به تارااااااااااااااااااااااااااااااااااج می روند ...

22 دی 1392 توسط محسنی
در روزگاری که زن ها در خیابان ساپورت می پوشند لاک های شـَـبـــرنگـــــ می زنند و در روز و شبــــــــــــــــ مثل چـــــِــــــراغ ها بـــرق می زنند، از دامن زن مـَـردها به معراج که نمی روند هیـچ ، به تارااااااااااااااااااااااااااااااااااج می روند ... بیشتر »
 نظر دهید »

دکتر علی شریعتی

22 دی 1392 توسط محسنی
چه بسیار دلهایی که می پرستند و نیکی می ورزند و پرستش و تقوی و نیکی نیز در آنها زشت و آلوده و پلید است و چه دلهایی که عشق می ورزند و گناه می کنند و خطا و هوس و گناه در آنها زیبا و پاک و زلال است .............................. ...................… بیشتر »
 نظر دهید »

آيت الله مجتهدي

22 دی 1392 توسط محسنی
همیشه از خدا بخواه هر وقت از همه جا نا اميد شدي بدان کـه کارت درســت ميـشود خـداوند فرمود: به عـزت وجلال خـودم قـسم که قـطع ميکنم اميـد بـنـده اي کـه بـه غيـر مـن اميـد داشـته بـاشد.... آيت الله مجتهدي بیشتر »
 نظر دهید »

آیت الله بهجت (ره)

20 دی 1392 توسط محسنی
آیت الله بهجت (ره) فرمودند: ما همه شمر بالقوه ایم... مراقب باشیم بیشتر »
 نظر دهید »

یا امام رضا(ع)

20 دی 1392 توسط محسنی
هر روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می‌نشست وقتی کبوتران حرم چرخ می‌زدند یک بغض کهنه توی گلو،داشت می‌شکست ابری سپید از سر گلدسته می‌پرید: جمع کبوتران خوش‌آواز خودپرست آنها که فکر دانه و آبند و این حرم جایی که هرچقدر بخواهند دانه… بیشتر »
 نظر دهید »

شعر ناب

20 دی 1392 توسط محسنی
ای عاشقان ترنج برای زلیخا بیاورید، امشب تمام شهر،پر از بوی یوسف است... بیشتر »
 نظر دهید »

بیا با هم برویم...

20 دی 1392 توسط محسنی
پشت تپه مجاور برکه ایست مزرعه ای سبز که مترسکهایش در سایه نشسته اند آنجا کلاغی نیست ، کبوتر ها در گندمزار خانه دارند ؛ زیر سایه ها ، کنار مترسکها آسمانش همیشه آبیست ، چشمه ای دارد بی نهایت از نور سرچشمه اش از قلب سنگهای آفتاب است با من می آیی… بیشتر »
 نظر دهید »

حتما بخون خیلی قشنگه

20 دی 1392 توسط محسنی
پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در… بیشتر »
 نظر دهید »

گاهی وقت ها

20 دی 1392 توسط محسنی
گاهی وقت ها دلت می خواهد با یکی مهربان باشی دوستش بداری و برایش چای بریزی گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی بگویی سلام می آیی قدم بزنیم؟ گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را ببینی گاهی وقت ها… آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد…..! بیشتر »
 نظر دهید »

گفتار صریح امام خمینی در مورد علمای درباری

20 دی 1392 توسط محسنی
«اینها از فقهای اسلام نیستند. و بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد نتوانست به زور و جبر ائمه جماعات را وادار کند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا «جلّ جلاله» بگویند! اخیرا لقب «جلّ جلاله» را به او داده اند!… بیشتر »
 نظر دهید »

حاج آقا پناهیان مے فرمودند :

19 دی 1392 توسط محسنی
حاج آقا پناهیان مے فرمودند : آقایان لباس مےپوشند ، از این لباس‌شان ثواب نمےبرند فقط بنده طلبـﮧ و شما خانم هاے باحجاب از لباس‌مان ثواب مےبریم چون من دارم یک لباس معنوے مےپوشم شما داری یک لباس معنوے مےپوشی 【حجاب یک لباس معنوی است】 آن وقت شما داری… بیشتر »
 نظر دهید »

شهیدان راه حق

19 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

معنای چادر

19 دی 1392 توسط محسنی
چــــــــادر معنیش این نیست که اون دختر عیبی داره و میخواد با چادر پنهونش کنه چــــــــادر یعنی من همه ی زیبایی های دنیا را دارم لطفا نگاهم نکن من و زیبایی هایم متعلق به"یک نفر" است .... بیشتر »
 نظر دهید »

خواهر من...

19 دی 1392 توسط محسنی
در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن زلف خود از روسری بیرون مریز در مسیر چشم ها افسون مریز یاد کن از آتش روز معاد جلوه ی گیسو مده در دست باد خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش تر گویم عروسک نیستی خواهرم،این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان و رنگارنگ… بیشتر »
 نظر دهید »

جانم فدای رهبر

19 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

خواهرم....

19 دی 1392 توسط محسنی
خواهرم انسانیت اینگونه نیست شخصیت هم زیباییه در گونه نیست خواهرم این بد حجابی خاری است شخصیت هم نیست بیماری است خواهرم این بد حجابی ترکش است با حجاب دیده در آرامش است خواهرم این عشوه و نازو ریا ای دریغ از عفت و یک جو حیا نازو عشوه جلوه ای حیوانی است قلب… بیشتر »
 نظر دهید »

جامه و جامعه

19 دی 1392 توسط محسنی
「 آژیــر... 」 ............ بــانــو! ✖ جامـــــه ی تــــوســـت امــــا... 【 جــــامعـــــــه ی 】 مـــــا را مــــــی ســــازد... ✖ جامـــــه ات را جمـــــع کــــن 【 جامعــــــه 】 در خطـــ✘ـــر است! یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ...احزاب… بیشتر »
 نظر دهید »

سکوت کن...

19 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

مناجات با خدا

18 دی 1392 توسط محسنی
خدایا وقتی می گویی از چیز بدی بترسیم خودت ترس از آن چیز بد را هم نصیبمان کن مژده مان که می دهی خودت ،آن مژده را نیز در دلمان بیفکن کاری کن که لذتِ وعده ات را نچشیده، انگار چشیده باشیم و دردِ عذابت را نکشیده ،انگار کشیده باشیم کاری کن که به… بیشتر »
 نظر دهید »

خداوندا.......

18 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

هر وقت غصه دار شدیم چکار کنیم ؟

18 دی 1392 توسط محسنی
هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنان و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدها خواهند آمد، استغفار کنید. غصه دار که می شوید، گویا بدن تان چین می خورد و استغفار که می کنید، این چین ها باز می شود مرحوم دولابی بیشتر »
 نظر دهید »

هوای تازه

18 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت

18 دی 1392 توسط محسنی
الهـی العـفو ! بـوی ِ نـاب ِ بهشـت می دهـد همـۀ نام های ِ قشـنگ ِتـو می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م .. گفته بودی اَلجَبّـار یعنی کسی که جُبران می کند همـۀ شکستگی هایِ د ِ لَ ت را گفته بودی اَلمُصَـوِّر یعنی کسی که از نُـو می… بیشتر »
 نظر دهید »

دست نیاز

18 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

مرحوم دولابی

18 دی 1392 توسط محسنی
ریخت و پاش معنوی کنید، با اخلاق و صفات خوب. اگر کسی مشکلی دارد دست روی سرش بکشید. مشکلش را برطرف کنید. اگر ریخت و پاش کنید خدا زیاد می کند... اخلاق خوب هم زیاد می شود. سخاوت و رافت هم زیاد می شود. هر چه داری ریزش کن. بعضی مثل پروانه، غم های… بیشتر »
 نظر دهید »

تا کی گناه

18 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

جاده موفقیت

18 دی 1392 توسط محسنی
اده ی موفقیت سر راست نیست پیچی وجود دارد به نام شکست دور برگردانی به نام سردرگمی سرعت گیر هایی به نام دوستان چراغ قرمز هایی به نام دشمنان چراغ احتیاط هایی به نام خانواده تایر های پنچری خواهید داشت به نام شغل اما اگر یدکی به نام عزم داشته باشید… بیشتر »
 نظر دهید »

طعم گناه

18 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

سوره مبارکه فلق

17 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

بی تو

17 دی 1392 توسط محسنی
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است   بیشتر »
 نظر دهید »

«به کجا مي‌خواهي بروي؟»

17 دی 1392 توسط محسنی
آليس به يک دوراهي رسيد و يک گربه را روي درخت ديد. به گربه گفت: «از کدام مسير بايد بروم؟» گربه پرسيد: «به کجا مي‌خواهي بروي؟» آليس پاسخ داد: «نمي‌دانم.» گربه گفت: «پس مهم نيست که از کدام راه بروي.» (آليس در سرزمين عجايب ـ لوئيس کارول) بیشتر »
 نظر دهید »

دلگیر مباش

17 دی 1392 توسط محسنی
دلگیر مباش دلت که گیر باشد ، رها نمی شوی ! خداوند بندگان خود را با آنچه به آن « دل » بسته اند ، می آزماید. بیشتر »
 نظر دهید »

پرستوی مهاجر

17 دی 1392 توسط محسنی
وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است ، از پرستو مخواه که بماند. ای شهدا برای ما فاتحه ای بخوانید که شما زنده اید و ما مرده... زندگی زیباست، اما شهادت ازآن زیباتر است. سلامت تن زیباست اما پرنده عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند... راز… بیشتر »
 نظر دهید »

بیا بریم پیش خودم . . .

17 دی 1392 توسط محسنی
بعضی وقت ها دوست دارم وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین اشکامو پاک کنه ! دستمو بگیره بگه : آدما اذیتت می کنن .؟! بیا بریم پیش خودم . . . دنیای عجیبی شده است . . . برای دروغ هایمان ، خدا را قسم میخوریم ، و به حرف راست که میرسیم ؛ می شود جان ِ تــو…… بیشتر »
 نظر دهید »

یا صاحب الزمان ادرکنی

17 دی 1392 توسط محسنی
دعا پشت دعا برای آمدنت، گناه پشت گناه برای نیامدنت دل درگیر میان این دو انتخاب کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟! بیشتر »
 نظر دهید »

چی بگم....!!!

17 دی 1392 توسط محسنی
کودکی از خدا خواست که با او سخن بگوید و در این لحظه آسمان رعد و برق زد . کودک گفت : خدایا چرا با من سخن نمی گویی ؟ در این حال زمزمه هایی در دل کودک به وجود آمد و نسیم خنکی شروع به حرکت کرد و برگ های درختان به نرمی پیشاپیش کودک خم شدند . کودک گفت : خدایا… بیشتر »
 نظر دهید »

کاش........

17 دی 1392 توسط محسنی
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد کاش واژۀ حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد کاش شمع حقیقت محبت را در… بیشتر »
 نظر دهید »

كلام های زیبای خداوند به بندگان

17 دی 1392 توسط محسنی
بنده ای از خداوند پرسید : در مقام پروردگار می خواهی بنده هایت کدام درس های زندگی را بیاموزند ؟ خدا وند گفت : بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که خودشان او را دوست بدارند . بیاموزند که فقط… بیشتر »
 نظر دهید »

پیرزن

17 دی 1392 توسط محسنی
پیرزنی در خواب , خدا رو دید و به او گفت : ))خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ (( خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت . پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی… بیشتر »
 نظر دهید »

وزن دعای پاک

17 دی 1392 توسط محسنی
زنی با لباسهای كهنه و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محل شد و با فروتنی از فروشنده خواست كمی خواروبار به او بدهد. وی گفت كه شوهرش بیمار است و نمیتواند كار كند، كودكانش هم بیغذا ماندهاند. فروشنده به او بیاعتنایی كرد و حتی تصمیم گرفت بیرونش كند. زن… بیشتر »
 نظر دهید »

سپاس خداوندا

17 دی 1392 توسط محسنی
خدایم ای بلند مرتبه ی مهربان : ناتوانم، تنها به نگاهت ،به وجودت ،به حضورت در زندگانیم محتاجم. خدایم قلبم را برای رسیدن به خودت به نهایت پاکی ها منور بگردان . ومرا در روز موعود در ردیف پاکان قرار ده. سپاس از اینکه به روزهای تاریکم روشنی و… بیشتر »
 نظر دهید »

داستان خواندنی استجابت دعا

17 دی 1392 توسط محسنی
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از… بیشتر »
 نظر دهید »

فراموشی

17 دی 1392 توسط محسنی
چگونه تکه تکه های سهمم از تو را کنار هم بگذارم؟ چگونه بسازمت؟ آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمیکــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند ... هـمین....! بیشتر »
 نظر دهید »

باور خدا

17 دی 1392 توسط محسنی
اگه وجود خدا باورت بشه خدایه نقطه میذاره زیرباورت "یاورت "می شه. بیشتر »
 نظر دهید »

داستان کشیدن تابلوی معروف "شام آخر" توسط "لئوناردو داوینچی"‌

17 دی 1392 توسط محسنی
داستان کشیدن تابلوی معروف "شام آخر" توسط "لئوناردو داوینچی"‌ حکایت شنیدنی و جالبی دارد . اتفاقی که در فرایند کشیدن تابلو رخ داد، به اندازة خود تابلو از اهمیت برخوردار است. گفته می‏شود که "داوینچی"، هنگام کشیدن تابلو، با مشکل پیداکردن سوژه‏ای مناسب… بیشتر »
 نظر دهید »

لطفا مواظب باشید

16 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

قربون خدا برم

16 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

صلوات..........

16 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

تفاوت از زمین تا آسمان است....

16 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

جانبازی من

16 دی 1392 توسط محسنی
 نظر دهید »

مناظـره پرایـد و پـژو

15 دی 1392 توسط محسنی
"پژو" یکروز طعنه زد به "پراید" که تو مسکین چnقدر یابویی! با چنین شکل ضایعی بالله بی‌جهت توی برزن و کویی رنگ لیمویی مرا بنگر ای که تیره، شبیه هندویی من تمیزم ولی تو ماه به ماه مطلقاً دست و رو نمی‌شویی بچه می‌ترسد؛ آن‌طرفتر رو! که به هیئت… بیشتر »
 نظر دهید »

نقاب چهره

15 دی 1392 توسط محسنی
نقاب از چهره بردارم چه خواهد شد؟ تو را بی پرده بنویسم چه خواهد شد؟ بدون این حجاب خسته و خاکی مرا بی سایه بنویسی چه خواهد شد؟ نقاب از چهره میگیرم بیا اکنون نگاهم کن چه میبینی؟ من خاکستری؟!!! یا یک رهای از قفس رانده؟!!! بدون این نقاب من تا کجا با خویش… بیشتر »
 نظر دهید »

بیا دست های مرا بگیر

15 دی 1392 توسط محسنی
بیا دست های مرا بگیر. می خواهم ببرمت به کودکی هایمان. به روزهای خوش ِ بی دغدغگی. چند دقیقهبیشتر طول نمی کشد. پس دست های مرا محکم بگیر و با من بیا به روزهای دلبرانه ی کودکی. یادت می آید قاب ِ سیاه و سفید تلوزیون های برفکی را؟ مشت هایمان که می خورد بر سر… بیشتر »
 نظر دهید »

معجزه ای عجیب در اربعین امسال

15 دی 1392 توسط محسنی
یک عقرب جان زایران ایرانی را نجات داد ... به گزارش خبرگذاری المدینه نیوز ... زایران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت میکردند . گزارش دادند : یک زن که به نظر میرسید خسته است برای استراحت وارد یکی از خیمه های کنار جاده شده و به خواب عمیق و طولانی… بیشتر »
 نظر دهید »

اتهامات مرد عدالت که باید به خاطرش دادگاهی شود

15 دی 1392 توسط محسنی
یاد رییس جمهور مردمی مان بخیر 1- برگرداندن قطار انقلاب به ریل اصلی آن 2- احیاء و سر دست گرفتن شعارها و آرمانهای انقلاب و افتخار کردن به این آرمانها 3- کوتاه کردن دست زیاده خواهان از بیت المال 4- برچیدن کپرنشینی پس از 30 سال از پیروزی انقلاب 5-… بیشتر »
 نظر دهید »

بابای شهید

15 دی 1392 توسط محسنی
دخترسه ساله بودکه پدرش اسمانی(شهید).....شد دانشگاه که قبول شد همه گفتند:باسهمیه قبول شده!!!!! ولی....هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به اویادبدهند که بنویسدبابا!!! یک هفته درتب سوخت بیشتر »
 نظر دهید »

نمک گیر تو ایم...

15 دی 1392 توسط محسنی
دُرست است اگر با موهای مِش کرده به هیئت بیایی و یا جیغ ِ آرایشت از صدای ِ روضه خوان بلندتر باشد برای حُسین فرقی ندارد. کـَرَم ِ او همه ی ما را نمک گیر میکند. اما به حُرمت ِ همین نان و نمک برای تو فرق داشته باشد... فرق داشته باشد آنطور که… بیشتر »
 نظر دهید »

چادر زهراااا

15 دی 1392 توسط محسنی
خونریزی شدیدی داشت . . . داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم رو در بـیارم تا راحتتر مجــروح رو جابه جا کنم. گوشــه ی چادرم رو گرفت و بریده بریــده گفت : من دارم مـیرم تا تو چــادرت رو در نیاری چـــادرم در مشتش بود که شهید شـــد . . . بیشتر »
 نظر دهید »

ابتکار زینبی

15 دی 1392 توسط محسنی
بـ‌ه دنبال دلیلـﮯ محكم قدم مـﮯ زد كوچـ‌ه هاے شهر عوض شده بود همـ‌ه جا سیاه ! پرچم ها، پارچـ‌ه ها، خانـ‌ه ها... با خودش گفت : "چـ‌ه فلسفـ‌ه ای زیباتر! تا ابد سیاه پوش حسین (ع) مـﮯ شوم" دخترك تصمیمش را گرفته بود... + با خیمه های سوخته معجر درست… بیشتر »
 نظر دهید »

امنیت و زندگی

15 دی 1392 توسط محسنی
زن، زندگیـست و مـرد، امنیت و چه خوب می شود وقتی مـردی تمامِ مردانگیش را خـرجِ امنیتِ زندگیـش كُند و چه زیبـا می شود وقتی زنی تمامِ زندگیش را خرج غرورِ امنیتش كُند ... بیشتر »
 نظر دهید »

حواست باشد....

15 دی 1392 توسط محسنی
حواست باشد.... داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه: هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!) بی آبرویــی "کلاس" اســـت (!) مَســـــتی دود "تَفـــریــح" اســـت (!) رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!) گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت (!) بی… بیشتر »
 نظر دهید »

عمار دوران

15 دی 1392 توسط محسنی
طاق ابروی ِ چــــــو محرابِ تــو از بس زیباست ♥♥♥ هــــــــر که آمد به تماشــا ،به نمازش نرسید!! . . . این روزهـــــــــــآ بعضـ╳ــی ها تلاش دارند ،تخریب کنند چهــــــره ی معصــــوم تو را مـــــآ امـــّــا هنوز معتقدیــــــــــم تو… بیشتر »
 نظر دهید »

مردی که در حمام زنانه کار می کرد

15 دی 1392 توسط محسنی
نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان… بیشتر »
 نظر دهید »

شعر هالو

15 دی 1392 توسط محسنی
شنیدم در زمان خسرو پرویز گرفتند آدمی را توی تبریز به جرم نقض قانون اساسی و بعضی گفتمان های سیاسی ولی آن مرد دور اندیش، از پیش قراری را نهاده با زن خویش که از زندان اگر آمد زمانی به نام من پیامی یا نشانی اگر خودکار آبی بود متنش بدان باشد درست و… بیشتر »
 نظر دهید »

بشارت پیامبر به بهشت، در مورد پایان ماه صفر نبوده است

15 دی 1392 توسط محسنی
مرحوم استاد علی اکبر غفاری صفت، از اساتید و صاحب‌نظران برجسته در حوزه علوم حدیث، نقل می‌کردند که حتی این باور غلط در برخی نقاط ایران به صورت سنگ زدن به درِ مساجد بعد از اذان صبح روز اول ربیع الاول، انجام می‌شده است. و اما اصل واقعه چیست؟ لازم به ذکر… بیشتر »
 نظر دهید »

آيه شماره 11 از سوره مبارکه حجرات

15 دی 1392 توسط محسنی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ… بیشتر »
 نظر دهید »

خانما بخونين حتما

15 دی 1392 توسط محسنی
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت. فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟" خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن… بیشتر »
 نظر دهید »

حدیث روز پنجشنبه ( 12 دی ماه 92 )

12 دی 1392 توسط محسنی
امام رضا عليه السلام : إجتَهِدوا أن يَكونَ زَمانُكُم أربَعَ ساعاتٍ : ساعَةً مِنهُ لِمُناجاةِ اللّه ِ و ساعَةً لِأمر المَعاشِ و ساعةً لِمُعاشَرَةِ الإخوانِ و الثِّقاتِ و الَّذينَ يُعَرِّفُونَ عُيُوبَكُم و يَخلِصونَ لَكُم فِي الباطِنِ و ساعَةً… بیشتر »
 1 نظر

دختری هستم از ایران!

12 دی 1392 توسط محسنی
من! دختری هستم از ایران! دختری با اصالت ایرانی! من! دختری هستم آزاد! اندیشه ای آزاد! دینی آزاد! اعتقادی آزاد! مردم دیار من! آزادی را در موهای آزاد میبینند. آزادی را در تن های آزاد( و برهنه) میبینند. آزادی را در دوستی های آزاد (و بی بند و بار)… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع)

12 دی 1392 توسط محسنی
41. كسى‌ كه‌ نعمت‌ دارد بايد كه‌ بر عيالش‌ در هزينه‌ وسعت‌ بخشد (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466) 42. هرچه‌ زيادى‌ است‌ نياز به‌ سخن‌ زيادى‌ هم‌ دارد (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466) 43. كمك‌ تو به‌ ناتوان‌ بهتر از صدقه‌ دادن‌ است‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470) 44.… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع)

12 دی 1392 توسط محسنی
31. بر شما باد راز پوشى‌ در كارهاتان‌ در امور دين‌ و دنيا . روايت‌ شده‌ كه‌" افشاگرى‌ كفر است‌ " و روايت‌ شده‌ " كسى‌ كه‌ افشاى‌ اسرار مى‌كند با قاتل‌ شريك‌ است‌ " و روايت‌ شده‌ كه‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نيابد "… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع)

12 دی 1392 توسط محسنی
21. به‌ خداوند خوشبين‌ باش‌ ، زيرا هركه‌ به‌ خدا خوشبين‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هركه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندك‌ خشنود باش… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع)

12 دی 1392 توسط محسنی
11. ايمان‌ يك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا يك‌ درجه‌ بالاتر از ايمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چيزى‌ بالاتر از يقين‌ داده‌ نشده‌ است‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469) 12. اطعام‌ و ميهمانى‌ كردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌ (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)… بیشتر »
 نظر دهید »

سخن کوتاه و پرمحتوا از امام رضا (ع)

12 دی 1392 توسط محسنی
1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نيست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پيامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پيغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر… بیشتر »
 نظر دهید »

داستان خواندنی جدید و عاشقانه سام خائن

11 دی 1392 توسط محسنی
هر کی میخواست یه زندگی عاشقانه رو مثال بزنه بی اختیار زندگی سام و مولی رو بیاد می آورد. یه زندگی پر از مهر و محبت. تو دانشگاه بصورت اتفاقی با هم آشنا شدن ،سلیقه های مشترکی داشتن ،هر دو زیبا ،باهوش و عاشق صداقت و پاکی بودن و خیلی زود زندگی شون رو تو… بیشتر »
 نظر دهید »

داستانک مفهومی و جالب عشق

11 دی 1392 توسط محسنی
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات. روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند. اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر… بیشتر »
 نظر دهید »
  • 1
  • 2
دی 1392
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        

فاطمه محسنی

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • درد و دل

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس